در روزهای اخیر، دیوان عدالت اداری با صدور دستور موقت، اجرای آییننامه جدید تعرفه واردات خودرو را متوقف کرد و در نتیجه، تعرفه واردات به رقم ۱۰۰ درصدی مندرج در قانون بودجه ۱۴۰۴ بازگشت. این تصمیم، واکنشی است به شکایت یک شهروند از مصوبه هیأت وزیران که تعرفه واردات خودرو را کاهش داده بود. در این مقاله، ابعاد حقوقی، اقتصادی و صنعتی این تصمیم بررسی و جایگاه سیاستگذاری رقابتی در برابر منافع تثبیتشده سنتی صنعت خودروی ایران تحلیل میشود.
بازار خودروی ایران در دهههای گذشته همواره عرصه تقابل میان تولیدکنندگان سنتی داخلی و تقاضای عمومی برای دسترسی به محصولات باکیفیت و رقابتی خارجی بوده است. در این میان، نقش تعرفههای واردات و سیاستگذاریهای تجاری همواره تعیینکننده در شکلگیری این تقابل بودهاند. تصمیم اخیر دیوان عدالت اداری، بار دیگر منازعه کهنه میان توسعه بازار رقابتی و حفظ انحصار موجود را به صدر اخبار بازگرداند.
موضوع اصلی شکایت، مغایرت آییننامه تعرفهای دولت با قانون بودجه ۱۴۰۴ است. بر اساس تبصره یک بند (هـ) بودجه، حقوق ورودی خودروهای وارداتی ۱۰۰ درصد تعیین شده، حال آنکه دولت در آییننامه اجرایی تعرفههایی کمتر از این میزان را در نظر گرفته است. با استناد به این مغایرت، دیوان عدالت اداری در اقدامی پیشگیرانه، اجرای آییننامه را تا زمان صدور رأی نهایی متوقف کرده است. استدلال اصلی نیز «احتمال ورود خسارات جبرانناپذیر به منافع عمومی» عنوان شده است.
توقف اجرای آییننامه در عمل منجر به تعلیق واردات خودرو شده است. نبود تعرفه جایگزین مشخص برای ترخیص خودروهای موجود در گمرک، عدم امکان ثبت سفارشهای جدید و فقدان قطعیت در فضای بازار، شوکی جدی به بخش وارداتی بازار خودرو وارد کرده است. در شرایطی که بازار خودرو با رکود تورمی، کاهش عرضه و نوسان انتظارات مواجه است، این وضعیت خاکستری، به تداوم ناپایداری خواهد انجامید. از سوی دیگر، در صورت تثبیت تعرفه ۱۰۰ درصدی، شاهد افزایش شدید قیمت خودروهای وارداتی خواهیم بود؛ اتفاقی که مستقیماً توان خرید خانوارها را هدف قرار میدهد و موجب تعمیق شکاف طبقاتی در دسترسی به خودروی باکیفیت خواهد شد.
آییننامه جدید واردات خودرو که قرار است از ابتدای سال ۱۴۰۴ اجرایی شود، موجی از واکنشها و نگرانیها را میان فعالان صنعت خودروی ایران برانگیخته است.
مطالعه مقاله خرید اقساطی خودرویکی از مهمترین ابعاد توقف آییننامه، نقشآفرینی فعال ذینفعان سنتی صنعت خودروی کشور در مسدودسازی مسیر رقابت است. طی چهار سال اخیر که واردات خودرو متوقف بود، بازار در قبضه دو خودروساز بزرگ و معدودی شرکت خصوصی وابسته قرار گرفت. انحصار ناشی از این وضعیت، منجر به تثبیت قیمت بالا، کاهش کیفیت و نارضایتی عمومی شده است.
کاهش تعرفه واردات، تهدیدی مستقیم برای منافع تثبیتشده این گروه محسوب میشود. بهرغم شعار حمایت از تولید ملی، بخش عمدهای از خودروهای بهاصطلاح تولید داخل نیز از مسیر واردات قطعات انجام میشود که خود وابسته به ارز و فناوری خارجی است. در نتیجه، مصرفکننده ایرانی هم هزینه واردات قطعه را پرداخت میکند و هم مجبور به پذیرش کیفیتی پایینتر از استاندارد جهانی میشود.
مصوبه دولت گرچه ممکن است از منظر حقوقی با قانون بودجه تعارضهایی داشته باشد، اما از نظر اهداف کلان، در جهت تنظیم بازار، کاهش انحصار و تقویت رقابتپذیری طراحی شده بود. توقف آن، نشانهای نگرانکننده از غلبه نگاه محافظهکارانه و غیررقابتی در سیاستگذاری صنعتی کشور است. نبود استراتژی جامع در حوزه صنعت خودرو، ضعف هماهنگی میان دستگاههای قانونگذار و مجری، و تأخیر در تصمیمگیری شفاف، هزینههای سنگینی را به بازار و مصرفکنندگان تحمیل میکند. در حال حاضر، مصرفکننده در میان بیبرنامگی سیاستگذار و مقاومت تولیدکنندگان داخلی گرفتار آمده و هر تصمیم جدید، به جای بهبود وضعیت، سردرگمی بیشتری ایجاد میکند.
توقف آییننامه واردات خودرو از سوی دیوان عدالت اداری، صرفنظر از درستی یا نادرستی حقوقی آن، نشانهای از نبود همافزایی میان قوا و اولویتیافتن منافع محدود بر مصالح عمومی است. بدون اصلاح ساختار تصمیمگیری، طراحی سیاستهایی هماهنگ و شفاف و اجرای عادلانه آنها، امکان دستیابی به بازار خودرو رقابتی، باکیفیت و پاسخگو به نیاز مصرفکننده فراهم نخواهد شد.
ضروری است سیاستگذار ضمن تمکین به قانون، از ابزارهایی بهره گیرد که بتواند همزمان از منافع ملی، حقوق مصرفکننده و توسعه صنعتی دفاع کند. همچنین لازم است مسیر تدوین تعرفههای واردات و آییننامههای مرتبط به گونهای بازبینی شود که شفافیت، مشارکت ذینفعان واقعی و پاسخگویی عمومی را تضمین کند.
امتیاز : 5
تعداد رای : 22